الشيخ أبو الفتوح الرازي
258
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خداى را مخالفت مىكنى جاى آن است كه در حقّ شما خايف باشند از عذاب آخرت . و « اليم » ، به جرّ ، صفت يوم است براى آن كه عذاب در او واقع بود ، و نصب روا باشد در عربيّت جز كه هيچ مقرى نخوانده است . * ( فَقالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِه ) * ، حق تعالى در اين آيت حكايت قوم نوح كرد كه : ملأ و اشراف ايشان چه گفتند ، [ گفتند ] ( 1 ) : ما تو را نمىبينيم الَّا آدمى همچون ما ، و ايشان را مستبدع ( 2 ) مىآمد كه آدمى پيغامبر باشد ، گفتند : از روى خلقت تو را بر خود مزيّتى نمىبينيم ، و اينان كه اتباع تواند ما ايشان را نمى بينيم الَّا اراذل ما ، جمع [ ارذال و هى جمع رذل ( 3 ) ، فهو اذا جمع الجمع ، و رذل ( 4 ) قيل : خسيس و حقير باشد و روا باشد كه جمع جمع باشد ، بر وجهى دگر ] ( 5 ) : رذل [ و ارذل ] ( 6 ) و اراذل ، ككلب و اكلب و اكالب . و رؤيت هر دو جاى به معنى علم باشد . بادى الرّأى ، ابو عمير ( 7 ) و نصير به همز خواندند ، و باقى قرّاء بى همز . آن كه به همز خواند من البدء باشد و هو الابتداء ، يعنى اوّل الرّأى ، معنى آن كه : ما به اوّل رأى كه مىبينيم و انديشه مىكنيم چنين مىبينيم [ و مىدانيم . و آن كه بى همز خواند من بدى اذا ظهر باشد ، ما به ظاهر رأى تو را چنين مىبينيم و ] ( 8 ) ، نصب او بر حال است و عامل در او اتّبعك . ابو على الفارسىّ گفت و زجّاج گفت ( 9 ) : معنى آن است كه [ آنان كه ] ( 10 ) تو را متابعت كردهاند به ظاهر رأى كردهاند يا ( 11 ) به اوّل رأى كردهاند نه رأى سديد ، بل ( 12 ) رأى بى انديشه . بر اين قول ، حال باشد از متابعان او ، و گفتهاند : حال است از نريك ، اى ما نريك اوّل الرّأى . * ( وَما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ ) * ، و ما شما را بر خويشتن فضلى و افزونى نمىبينيم ، بل شما را دروغزن مىپنداريم . * ( قالَ يا قَوْمِ ) * ، نوح - عليه السّلام - قوم را جواب داد و گفت : أ رأيتم ، نبينى شما كه اگر من از خداى خود بر حجّتى و بيّنتى و بصيرتى باشم و خداى مرا رحمتى داده باشد
--> ( 8 - 6 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : مبتدع . ( 3 ) . آج ، لب : رذال . ( 4 ) . آج ، لب : الجمع رذل و ارذل و راذول . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ابو عمرو . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : ابو على الفارسى و زجّاج گفتند . ( 10 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 11 ) . مج : تا . ( 12 ) . اساس : بلى ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .